hacked
hacked by se7en_a791g
حرف های نگفتنی
حرف هایی هست برای نگفتن
و ارزش عمیق هر کسی
به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد.
و کتاب هایی هست برای ننوشتن
و من اکنون رسیده ام به آغاز چنین کتابی
که باید قلم را بکنم و دفتر را پاره کنم
و جلدش را به صاحبش پس دهم
و خود به کلبه ی بی در و پنجره ای بخزم
و کتابی را باید آغاز کنم که نباید نوشت.
(دکتر علی شریعتی)
حالیا معجزه باران را باور کن
و سخاوت را در چشم چمن زار ببین
و محبت را در روح نسیم
که در این کوچه تنگ
با همین دست تهی
روز میلاد اقاقی ها را جشن می گیرد
خاک جان یافته است
تو چرا سنگ شدی
تو چرا این همه دلتنگ شدی
باز کن پنجره را
و بهاران را باور کن...
سفر کنیم وببینیم
تمام مزرعه ها از خوشه ها ی گندم پر
و هیچ دست تمنا
دریغ سنبل ها را درو نخواهد کرد
دروگران همیشه پیش از درو
درو شده اند

مهرباني جاده اي است كه هر چه پيش تر روند خطرناك تر مي گردد
نمي توان بازگشت
اما لحظه اي بايد درنگ كرد
شايد چند گامي بر بيراهه رفت!
(دكتر علي شريعتي)
باور كنم كه مهر
از راه مي رسد
باور كنم بهار
پايان بهمن است ؟
باور كنم كه عشق
يك چيز واقعي است؟
مهري وجود دارد؟
قلبي است كه مي تپد؟
زين پيش نبوديم ونبود هيچ خبر
زين پس چو نباشيم همان خواهد بود
"افسوس"
مانند كسي نباشيد كه در كنار آتش مي نشيند ، سوختن آن را
تماشا مي كند و سپس بيهوده بر خاكستر مرده آتش مي دمد.
افسوس گذشته را نخوريد و تسليم نا اميدي ها نشويد. زيرا زاري
براي آنچه باز نيافتني است بدترين ضعف و سستي بشر است.
پروانه اي كه دور شمع مي گردد تا بميرد، ستودني تر از موش
كوري است كه در تونل هاي سرد وتاريك به سر مي برد.
در سراشيبي كه نامش زندگيست
با همه بيگانگي ها مي روم
مي روم شايد كه در دشتي بزرگ
در سراشيبي كه نامش زندگيست
باز يابم آنچه را گم كرده ام......